تبليغاتX
بی تو تبعیدم به این تنهایی

دوستان

امکانات جانبی






به خدا سپردمت ...

پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387

 

هنوزم مزه  اون همه كتكي كه مامان واسه شكستن آينه شمعدونش به من تو زد زير زبونمه

مثل همه ي شكلاتايي كه از تو كشوي ميز تو يواشكي بر ميداشتم و مي خوردم .

 

مي خوام يه اعترافي كنم .

 

يادته يه عروسك كچل داشتي ؟!

يادته گم شد و ديگه پيدا نشد؟!

من اون ُ برداشتم و بردم پاي درخت گردوي وسط باغ چالش كردم .

آخه دوس نداشتم با يه پسر غريبه بازي كني

 

راستي يادته با ليوان زدم سرتو شكستم ؟!

و تو چه قدر گريه كردي عزيز دلم

و من چه قدر غصه خوردم به خاطر اشكاي تو .

 

و حالا تو عروس شدي .

يه عروس راس راسي ...

و من اين گوشه ي دنيا  براي تحمل يه دنيا تنهايي بي تو خودمو آماده مي كنم .

و به ياد همه ي لحظه هاي با تو بودن گريه ميكنم .

به خدا ميسپرمت عزيز خوب خواب و خاطراتم .

 

 

برا ي بدرقه ي تو اومدن

همه ي ابراي باروني شهر

پره از حرف و حديث ِ رفتنت

در و ديوار چراغوني شهر

  

         انگاري كه راس راسي مثل نسيم 

بايد از ستاره رد بشي بري

جفت پروانگيات منتظره

                    باورم نميشه كه مسافري

 

سخته برام باور اين كه بي تو 

 بخوام با درد تنهايي سر كنم

اما بذار اين دم آخري رو

 چشاي معصومت ُاز بر كنم    

                  

به ياد اون روزا كه بي نشوني

گم ميشديم تو پيچ آخر خواب

گم كه نه! پنهون مي شديم از همه

اون طرف بركه ي پير مهتاب

 

هيش كي حريف ما دو تا نميشد

حريف بازي گوشي ِ تو وُ من

چه تركه هايي كه نخورده موندن  

براي اون همه آتيش سوزوندن                     

 

عزيز خوب خواب و خاطراتم

يادمه قهر و آشتيامون هنوز                    

مي پيچه توي گوش باغ خونه

 صداي ترد گريه هامون هنوز

 

اما چه زود تموم شون گذشتن

اون همه خاطرات عاشقونه

ما رو بگو همش خيال مي كرديم

روزاي خوب بچگي مي مونه

 

اگه گريه مي كنم غصه نخور

 ‌از غم غريبگي نيس گريه هام

اشك شوقه واسه خوشبختي تو

كه مي باره بي اراده از چشام

 

سفرت خوش باشه هم پرسه ي من

به خدا ميسپرمت هر جا ميري

مي ري اما مي دونم هر جا باشي

خبر تنهاييامو مي گيري

 

15/3/87

چهارشنبه

شعر و دكلمه :‌ علي قزل سفلو(آزادي)

موسيقي : شهروز گلشاهي